خرید بک لینک
داشتم به این فکر میکردم وقتی اسم نبات میاد من رو یاد خوراکی های شیرین می ندازه یا یادآور خاطرات خوب هستن یاد آوری عشق که خیلی دوست ش داری مثل قنده واست وقتی که نگاهش می کنی قلب ادم شروع می کنه به صدا کردن ضربان قلب میره بالا اصلا نمی دونی باید چی کار‌کنی چند شب پیش خوابی عجیب دیدم وصف حال الانم توی خواب یک نفر به سمتم امد سفت مرا در آغوش گرفت بوی امنیت و ارامش می داد‌ تا به حال کسی مرا این طور بغل نکرده بود سَرم را بوسید و .. بعد از دیده ام پنهان شد مثل حال شنیدن نباته عشق مثل نبات شرینه ❤️پرسی

برچسب: نویسنده: هیراد مقدم تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 13:22

سلام عزیزان احوالتون چه طوره ؟غیبتم خیلی طولانی بود ...یادم رفته بود که این جا یه کسی هست می اومد براتون کلی نوشته می زاشت شما هم می خوندین کامنت می زاشتید راستش درگیر صفحه ام هستم می تونید حتما بهش یه سری بزنید کلی حال خوب حرف های خوب زده میشه توی اینستاگرام حتما منو دنبال کنیدادرس صفحه ام @amily-angizehهست پست اخر ویو ش میلیونی شده حتما نظرت تو راجب ش برام کامنت کن سال نو تون هم مبارک الهی که توی سال جدید اون قدر اتفاق های خوب حال خوب برات رقم بخوره که از خوش حالی زیاد ندونی چی کار کنی خدانگدا

برچسب: نویسنده: هیراد مقدم تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 13:22

صبح از خواب بیدارشدم همچنان اثار سرما خوردگی در بدن من باقی مونده بود و این قدر حالم ناخوش بود که رفتم پیش پزشک یه امپول هم نوش جان کردیم فرداش با کمی استراحت مراقبت حالم بهتر شد و بعد ظهرش بچه ها از راه رسیدن خونه ی مادر بزرگ با اون سکوت ش پر از سروصدا شد همه مشغول سلام و احوال پرسی شدیم به قول امروزی ها این گودزیلا های ده نودی این قدر از دیدن هم دیگه خوش حال شدن که نمی زارن بزرگ تر ها درست و حسابی هم دیگرو ببین و حال و احوال کنن . نزدیک افطار شد همه ی خانواده مشغول اماده کردن سفره ی افطار بودی

برچسب: نویسنده: هیراد مقدم تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 13:22

از بين يكي از دوست هاي خانوادگي مون از پسر اين خانواده خيلي خوشم مياد‍️و نمي دونم كه چي كار كنم به نظر تون كار درستيه پيج اينستاگرام شو فالو كنم؟ ‍♀️دوستاني كه تجربه دارن راهنمايي كنند لطفا

خودم نمي دونم چم شده واقعااا اسم شو چي بزارم خدايا اگر اين حس به ضرر من هست اسيب مس بينم و اون ادم به سمتم نمي ياد لطفا از ذهن قلبم بيرون ش كن❤️‍

برچسب: نویسنده: هیراد مقدم تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 13:22

دلم میخواد یه شب وقتی دلم گرفت و بغض خفه کردم خدا بیاد دستشو بزاره روی شونه ام بهم بگه چیشده ادما اذیت کردن ؟ بیا بریم :)

خسته شدم هرچی تلاش می کنم می دوم به هیج جا نمیرسه خسته شدم از اینکه هنوز به چیز هایی که می خوام نرسیدم خسته شدم از اینکه نمی تونم احساسات رو بریزم بیرون و داره ام خفه میشم خسته شدم از اینکه باید به همه جواب پس بدم نمی خواممم

خسته

برای خودم می خوام زندگی کنم کار کنم پول در بیارم از این جا برم جایی که هیچ کس نباشه هیچ کس ....

برچسب: نویسنده: هیراد مقدم تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 13:22

یه واقعیتی رو بهتون می خوام ….این چیزی که می خوام بگم کاملا حقیقت داره سعی کنیم که همه مون این رو رعایت بکنیم اینکه هیچ وقت هیچ وقت آدما رو قضاوت نکنیم ناخواستهقضاوت کردن آدما اونم به اشتباه یه جایی یقه خودمون رو می گیره دیگه اون زمان پشیمونی هیچ سودی برای ما ندارهقبل اینکه کسی رو قضاوت کنی اول از همه گوش کن به حرف هاش اگر قانع نشدی اون وقت از راه درست ش سعی کن به طرف مقابل بفهمونی که کارش اشتباه بودهمشکل ما ادما اینکه هیچ موقع به حرف طرف مقابل (می تونه دوست ،شریک زندگی، یا هرکس دیگه باشه …پس او

برچسب: نویسنده: هیراد مقدم تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 13:22

این رو هیچ وقت هیچ جا نگفتم همیشه توی این سینه نگه ش داشتم از کسی توی این چند سال همیشه بوده و ...متنفرمازش‌ بدم میاد نه از اون چیزی که شاید به ذهن من و شما میرسه ؟ از اخلاق ش از عقایدش از کار هاش از بی احترامی هاش از ذهن بیمارش که فکر میکنه خودش خیلی خوبه و دیگران نهاز اینکه ادما رو راحت قضاوت میکنه اما اگر از او انتقادی بشه اون رو نمی پذیرهازش بدم میاد حالم بد میشه ❤️‍وقتی کار هاشو می بینم و تنها تلاشی که دارم می کنم هر چه زود تر از ایران برم برای همیشه تا هیچ وقت بر نمی گردم چون اصلا دوست ش ن

برچسب: نویسنده: هیراد مقدم تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 13:22

روز های پایانی سال داره به سرعت تموم میشه توی این یک سال چیا یاد گرفتی ؟ چیا از خدا خواستی بهت داد!توی این یک سال چه کار هایی کردی ؟ برای اون هدف های بزرگت چه قدر قدم برداشتی ؟ خدایا شکرت برای این یک سالی که گذشت با تمام خوبی ها و بدی هاش ‌برای تمام نعمت هایی که دادی نعمت هایی که خیلی هاشو اصلا حس شون نکردیم بهش توجه نکردیم خدایاشکرت خدایا یه معذرت برای روز هایی که کوتاهی کردیم به یادت نبودیم خدایا برای تک تک اون لحظه هایی که حواست بهمون بود دمت گرم ما بنده ی لایقی نبودیم ...❤️‍خدایا شکر واسه لح

برچسب: نویسنده: هیراد مقدم تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 13:22

سلام و درود خدمت شما عزیزان خیلی وقت بود که فراموش کرده بودم اینجا نوشته ای بزارم شلوغی های زندگی و ... بماند اجازه این رو بهم نمی داد که بخوام چیزی بنویسم امیدوارم حالتون هر جا هستید خوب باشه این چند ماه و چند سال متاسفانه اتفاق های خوبی برایمان رقم نخورد ایران جان عزیزم غصه دار بود از خدای متعال می خواهم که هیچ وقت ایران عزیز مان در غم و نگرانی و جنگ نباشد و تسلیت می گویم به تمام عزیزانی که در راه وطن و برای ایران عزیز مان از جان شان مایه گذاشتن و من نوعی این رو دیر فهمیدم ... بماند تسلیت می گ

برچسب: نویسنده: هیراد مقدم تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 13:22

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه دارم یه سریال جدید نگاه می کنم همچین جدید هم نیست خیلی وقته پخش میشه و در حال حاضر فصل دوم ش پخش میشه خیلی زیاد عاشق این سریال هستم اسم سریال بامداد خمار هست . شما ها دیدین سریال رو ؟ نظرات تون رو برام کامنت کنید ؟ ️همه شو جواب میدم دلم یکی مثل منصور می خواد همین قدر عاشق معشوق و همین قدر عشق پاک❤️ برای رسیدن به مجنون هر کاری می کنه ... منصور سریال بامدادخمار خیلی جذابه و ✨کارزیماتیک نظر شما چیه ؟ بهم بگید ؟✌ به قول حافظ که میگه : الا یا أیها الساقی اَدِر کأساً و نا

برچسب: نویسنده: هیراد مقدم تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 13:22

صفحه بندی